همگان بر سر این موضوع اتفاق نظر دارند که هم درمانگر و هم مراجع و یا والدین او خواهان پیشرفت درمانی مراجع بوده و این موضوع آرزوی مشترک بزرگ هر دوی آنها محسوب می شود. اما سوال اینجاست که چه رخ می دهد که پس از مدتی از مراجعه بیمار به کلینیک، میان او و درمانگر بر سر پیشرفت یا عدم پیشرفت مراجع اختلاف نظر پیش می آید؟ درمانگر با توجه به ارزیابی‌های اولیه، بیماری مراجع و دیگر شرایط او از پیشرفت‌های به اصطلاح میلیمتری مراجع راضی بوده ولی بعضی از مراجعین (و نه همه آنها) این نتایج را قابل قبول ندانسته و انتظار دارند روند بهبودی تسریع پیدا کند. حال این سوال پیش می آید که چه عواملی زمینه ساز بروز این دیدگاه در این دسته از مراجعین و والدین می شوند؟ چه عواملی موجب می شود که این آرزوی مشترک (پیشرفت مراجع) نمی تواند اتحاد و اعتماد بین درمانگر و مراجع را حفظ کند؟ چه چیز سبب می شود که مراجع یا والدین او به دنبال عدم کسب نتایج رضایت بخش از دیدگاه خود (راه افتادن کودک فلج مغزی، برگشتن عملکرد نیمه بدن در بیمار سکته مغزی، نشستن یا ایستادن کودک تاخیر رشدی و …) آنهم در کوتاه ترین زمان ممکن، دائماً به منظور یافتن یک معجزه گر (!) از یک درمانگر به یک درمانگر دیگر و یا از یک درمانگر به یک درمانگرنمای سودجو مراجعه کنند؟ و افسوس و صد افسوس که در طی این جابجایی ها و تعویض کردن ها، زمان طلایی درمان مراجع از دست می رود.

در پاسخ به سوالات فوق، می توان عوامل متعددی را به عنوان عوامل زمینه ساز بروز اختلاف نظر میان درمانگران و مراجعین بر سر پیشرفت درمانی مراجع در نظر گرفت:

۱. عدم آگاهی والدین یا مراجعین از ماهیت درمانهای توانبخشی (کاردرمانی، گفتاردرمانی، فیزیوتراپی، شنوایی شناسی، بینایی سنجی، ارتوپدی فنی) و زمان بر بودن آنها. درمانهای توانبخشی غالبا نیازمند گذر زمان هستند. چه چیز مدت زمان را تعیین می کند؟ عملکرد درمانگر، شرایط مراجع (بیماری اصلی، مشکلات همراه، زمان شروع مداخلات درمانی، پاسخ گویی مراجع به درمان، سن او و …) و همکاری مراجع در منزل و پیگیری درمان در آنجا.
۲. تفاوت دیدگاه درمانگر و مراجع یا والدین او بر سر شاخص های پیشرفت. درمانگران به دلیل شناخت ماهیت یک بیماری و روند درمان او (به عنوان مثال فلج مغزی) هر حرکت کوچک مراجع را پیشرفت و یک نشانه خوب دال بر حرکت رو به جلوی او تعبیر می کنند ولی مراجع یا والدین غالبا به دلیل عدم آگاهی از شرایط بیماری، مشکلات همراه و عدم اطلاع از مراحل روند بهبودی، چنین دیدگاهی نداشته و پیشرفت را صرفاً در انجام حرکات بزرگ (نشستن، راه رفتن و بازگشت کامل حرکات دست) می بینند.

۳. اطلاعات کم یا ناکافی مراجع یا والدین او از شرایط واقعی مراجع در بدو مراجعه به درمانگر.
۴. حس کمال گرایی یا آرمان گرایی مراجع یا والدین او. این حس ذاتاً در انسان وجود دارد و هرکسی بسته به شرایط و موقعیت خود ممکن است اسیر آن شود.

۵. انتظار و توقع نابجا از توانبخشی بویژه کاردرمانی. بارها گفته ام هدف نهایی کاردرمانی رساندن مراجع به حداکثر استقلال ممکن است اما …! یک “امّای” مهم وجود دارد و آن اینکه حداکثر استقلال برای هر مراجع متفاوت است. یعنی چه؟ این جمله به آن معنا است که فرض مثل قرار نیست (یا شاید بهتر است بگویم که این امکان وجود ندارد که) تمام کودکان فلج مغزی راه بیوفتند، و یا عملکرد نیمه آسیب دیده تمام افراد مبتلا به سکته مغزی بطور کامل برگردد، و دهها مثال دیگر. متاسفانه در ایجاد، پرورش و عدم نفی این انتظار نابجا بعضی از درمانگرانی که وعده های عجیب و غریب به مراجع می دهند، مقصر هستند. از طرفی، گاهی اوقات مراجعین پس از تشخیص بیماری خود، در کلینیکها و دیگر مراکزی که مراجعه می کنند، به دنبال افرادی می گردند که ظاهرا تشخیص مشابه با خود دارند. در این شرایط، اگر مراجع مورد نظر به قول خودشان خوب شده یا به پیشرفت محسوسی رسیده باشد، بنا را بر این می گذارند که آنها نیز همانند او پیشرفت داشته یا بطور کامل بهبود می یابند. این تفکر نیز کاملا غلط است! چرا؟ به دلیل اینکه در کنار تشخیص مشابه باید به دیگر عوامل تاثیر گذار بر روند بهبودی مانند شدت عارضه، وجود مشکلات همراه بویژه مشکلات اورتوپدی، وضعیت فرهنگی-اجتماعی مراجع، شروع به موقع و زودهنگام درمان و دهها عامل دیگر نیز توجه داشت که الزاماً در دو مراجع یکسان نیستند و همین عوامل اختلافی باعث بروز نتایج درمانی متفاوت در آنها می شود. 

۶. عدم پذیرش مشکل به شکل واقع بینانه توسط مراجع یا والدین او. پذیرش مشکل از سوی مراجع یا والدین نکته بسیار مهمی است که موجب آرامش آنها شده و بر توان پیگیری ایشان می افزاید. بر سر زمان پذیرش مشکل بین مراجعین اختلاف وجود دارد. بعضی از مراجعین یا والدین آنها در همان هفته اول مشکل پیش آمده را پذیرفته ولی گاهاً مراجعینی یافت می شوند که ماه ها و یا شاید سالها طول بکشد که مشکل پیش آمده را بپذیرند. نکته مهم اینجاست که هر چه زودتر مراجع مشکل خود را بپذیرد، بطور جدی و بدور از احساسات در پی حل آن برآمده، اسیر دست افراد سودجو با وعده های درمان یک شبه نخواهند شد.
۷. کاهش تحمل روانی مراجع یا خانواده او موجب می گردد که آنها صبر و تحمل خود را از دست داده و به شکل غیر واقع بینانه به دنبال بهبودی سریع مراجع در سریع ترین زمان ممکن باشند. همین عامل نیز مقدمه را برای سودجویی بعضی از افراد مهیا می کند.

حال این سوال پیش می آید که چه تمهیدی بیاندیشیم تا عوامل فوق برطرف گشته و درمانگر و مراجع بر سر شاخص های پیشرفت به یک دیدگاه مشترک برسند؟ ان شاالله در قسمت دوم این مقاله به ارائه راهکارهای لازم برای حل مشکلات ذکر شده می پردازم.

Related Posts

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *